چرا مغز ما به افکار منفی برمیگردد؟
omnasi journalگاهی سلامت ذهن به این معنا نیست که هیچ فکر منفی نداشته باشیم؛ بلکه یعنی یاد بگیریم هر فکری را ادامه ندهیم.
نوروساینس نشخوار فکری
گاهی یک فکر منفی فقط چند ثانیه در ذهن میماند، اما گاهی همان فکر بارها و بارها تکرار میشود؛ حتی زمانی که میدانیم فکر کردن بیشتر، مسئله را حل نمیکند. این تجربه که به آن نشخوار فکری (Rumination) گفته میشود، فقط یک «عادت ذهنی» نیست. شبکههای مختلف مغز در شکلگیری و تداوم آن نقش دارند.
وقتی ذهن به سمت خودش برمیگردد
یکی از شبکههای مهم در این فرایند، شبکه پیشفرض مغز یا Default Mode Network (DMN) است. این شبکه زمانی فعالتر میشود که توجه ما از محیط بیرونی فاصله میگیرد و به افکار مربوط به خود، گذشته، آینده و روابط اجتماعی معطوف میشود. فعالیت این شبکه بهخودیخود مشکلزا نیست؛ در واقع برای خوداندیشی و برنامهریزی ضروری است. اما وقتی این فرایند به شکل تکراری، منفی و بدون رسیدن به راهحل ادامه پیدا میکند، میتواند به نشخوار فکری تبدیل شود.
چرا مغز روی موضوعات منفی گیر میکند؟
مغز انسان برای شناسایی تهدیدها حساس است. ساختارهایی مانند آمیگدال در پردازش محرکهای هیجانی و تهدید نقش دارند، در حالی که قشر پیشپیشانی در ارزیابی، کنترل توجه و تنظیم پاسخهای هیجانی مشارکت میکند. در شرایط استرس یا بار شناختی بالا، تنظیم افکار و هیجانها میتواند دشوارتر شود و ذهن راحتتر به سمت محتوای منفی و نگرانیهای حلنشده برگردد. به همین دلیل، نشخوار فکری لزوماً به این معنا نیست که فرد «نمیتواند مثبت فکر کند». مسئله بیشتر به نحوه تعامل شبکههای مغزی مرتبط با خوداندیشی، توجه، هیجان و کنترل شناختی مربوط است.
از فکر به چرخه
نشخوار فکری معمولاً با یک رویداد یا احساس ناخوشایند شروع میشود: یک گفتوگو، اشتباه، شکست یا نگرانی درباره آینده. ذهن تلاش میکند معنای اتفاق را پیدا کند، اما بهجای حرکت به سمت حل مسئله، دوباره به همان سؤالها بازمیگردد: «چرا این اتفاق افتاد؟»، «اگر جور دیگری رفتار میکردم چه میشد؟» یا «نکند دوباره اتفاق بیفتد؟» تکرار این چرخه میتواند توجه را بیشتر به محتوای منفی معطوف کند و در برخی افراد با افزایش علائم افسردگی و اضطراب همراه باشد. نکته مهم این است که حل مسئله با نشخوار فکری یکسان نیست؛ حل مسئله معمولاً به تصمیم یا اقدام مشخص منتهی میشود، در حالی که نشخوار بیشتر تکرار یک موضوع بدون پیشرفت واقعی است.
آیا میتوان این چرخه را تغییر داد؟
بله، انعطافپذیری مغز به این معناست که الگوهای توجه و پاسخ به افکار میتوانند تغییر کنند. مداخلاتی مانند ذهنآگاهی، بازسازی شناختی و برخی روشهای رفتاری میتوانند به فرد کمک کنند تا متوجه شود چه زمانی وارد چرخه نشخوار شده و بهجای درگیر شدن با هر فکر، توجه خود را آگاهانه به تجربه یا فعالیت دیگری منتقل کند. هدف، متوقف کردن تمام افکار منفی نیست. مغز همچنان افکار ناخوشایند تولید خواهد کرد. هدف این است که یک فکر، بهتنهایی نتواند توجه ما را برای ساعتها در اختیار بگیرد.