شغلی

وقتی شغلت بد نیست، اما دیگر در آن رشد نمی‌کنی

•۵ دقیقه
وقتی شغلت بد نیست، اما دیگر در آن رشد نمی‌کنیomnasi journal

آیا ممکن است از شغلت ناراضی نباشی، اما احساس کنی مسیرت متوقف شده است؟

گاهی مشکل شغل، حقوق پایین، محیط سمی یا فشار کاری زیاد نیست. همه‌چیز ظاهراً قابل‌قبول است؛ درآمد مناسب است، همکاران بد نیستند و کار را هم بلدی. اما یک احساس مبهم کم‌کم شکل می‌گیرد:

دیگر چیز تازه‌ای برای رسیدن وجود ندارد.

نه مهارت جدیدی یاد می‌گیری، نه مسئولیت متفاوتی می‌گیری و نه چشم‌انداز روشنی برای مرحله بعد می‌بینی.

در روان‌شناسی شغلی به این وضعیت Career Plateau یا «سکون شغلی» گفته می‌شود. این مفهوم فقط به متوقف شدن ارتقای شغلی محدود نیست. پژوهش‌ها معمولاً بین دو نوع سکون تفاوت می‌گذارند: سکون سلسله‌مراتبی، یعنی احساس اینکه دیگر امکان ارتقای شغلی کمی وجود دارد، و سکون محتوایی، یعنی احساس اینکه خودِ کار دیگر چالش، تنوع یا یادگیری تازه‌ای ندارد.

و جالب اینجاست که نوع دوم ممکن است حتی بدون تغییر عنوان شغلی هم اتفاق بیفتد.

ممکن است ارتقا نگرفته باشی؛ اما مسئله فقط عنوان شغلی نیست

برای بعضی افراد، رشد شغلی با بالا رفتن از نردبان سازمانی تعریف می‌شود:

کارشناس → مدیر → مدیر ارشد.

اما همه مسیرهای شغلی این‌گونه نیستند.

ممکن است فرد علاقه‌ای به مدیریت نداشته باشد و همچنان بخواهد به‌عنوان متخصص رشد کند. بنابراین اگر تنها معیار پیشرفت، ارتقای عنوان شغلی باشد، بخش مهمی از تجربه واقعی رشد نادیده گرفته می‌شود.

به همین دلیل، پژوهشگران بین hierarchical plateau و job content plateau تفاوت می‌گذارند. در نوع دوم، فرد ممکن است همچنان همان جایگاه را داشته باشد، اما کار روزمره دیگر چیز زیادی برای یادگیری، تجربه یا کشف کردن به او نمی‌دهد. متاآنالیزی بر پایه ۱۲۶ نمونه مستقل نشان داد هر دو نوع سکون با پیامدهایی مانند رضایت شغلی کمتر، درگیری شغلی پایین‌تر و قصد بیشتر برای ترک شغل ارتباط دارند؛ ارتباط سکون محتوایی با برخی پیامدهای کاری حتی می‌تواند قابل‌توجه‌تر باشد.

یعنی ممکن است مشکل واقعی این نباشد که:

«من ترفیع نگرفته‌ام.»

بلکه:

«من دیگر در این شغل چیز جدیدی یاد نمی‌گیرم.»

وقتی کاری که زمانی جذاب بود، تبدیل به تکرار می‌شود

فرض کنید پنج سال قبل وارد شغلی شده‌اید که برایتان چالش‌برانگیز بود.

هر پروژه چیز تازه‌ای داشت.

باید مهارت‌های جدید یاد می‌گرفتید.

اشتباه می‌کردید و از آن یاد می‌گرفتید.

اما بعد از چند سال، بیشتر موقعیت‌ها برایتان آشنا شده‌اند. می‌دانید چه اتفاقی قرار است بیفتد و تقریباً می‌دانید چگونه آن را حل کنید.

این وضعیت لزوماً بد نیست.

تجربه باعث می‌شود کارآمدتر شوید.

اما اگر همراه با آن پیچیدگی، یادگیری یا مسئولیت تازه‌ای وارد کار نشود، ممکن است تجربه حرفه‌ای به تکرار حرفه‌ای تبدیل شود.

یک پژوهش در سال ۲۰۲۴ درباره job content plateau نشان داد وقتی افراد شغل خود را بیش از حد روتین و بدون پیشرفت محتوایی تجربه می‌کنند، تعهد شغلی می‌تواند کاهش پیدا کند؛ در مقابل، job crafting و ویژگی‌های فعالانه فردی می‌توانند بخشی از این رابطه منفی را کاهش دهند.

بنابراین، حرفه‌ای‌تر شدن همیشه به معنای عمیق‌تر شدن تجربه شغلی نیست.

گاهی فقط یعنی در انجام همان کار قبلی سریع‌تر شده‌ایم.

چرا این وضعیت می‌تواند روی حال ما اثر بگذارد؟

وقتی فرد احساس می‌کند آینده شغلی‌اش متوقف شده، ممکن است به‌تدریج فاصله‌ای میان توانایی‌های فعلی و تصویری که از آینده خود دارد ایجاد شود.

ممکن است بگوید:

«می‌دانم این کار را خوب انجام می‌دهم، اما دیگر نمی‌دانم قدم بعدی چیست.»

یا:

«اگر پنج سال دیگر همین کار را انجام بدهم، چه چیز جدیدی خواهم داشت؟»

پژوهش‌های گسترده درباره career plateau نشان داده‌اند که تجربه سکون شغلی با رضایت و بهزیستی پایین‌تر، درگیری شغلی کمتر، ناامنی شغلی و افزایش تمایل به ترک سازمان ارتباط دارد. البته این یافته‌ها عمدتاً روابط آماری هستند و به این معنا نیستند که سکون شغلی در همه افراد مستقیماً باعث این پیامدها می‌شود.

یک مطالعه جدیدتر در سال ۲۰۲۵ نیز نشان داد career adaptability یا سازگاری شغلی، از طریق تجربه job content plateau می‌تواند با قصد ترک شغل ارتباط پیدا کند؛ یعنی انعطاف‌پذیری فرد برای مواجهه با تغییرات شغلی ممکن است اهمیت داشته باشد، اما محیط سازمانی نیز در این رابطه نقش دارد.

پس گاهی مسئله فقط این نیست که «من رشد نمی‌کنم».

بلکه این است که:

«آینده شغلی‌ام را دیگر نمی‌توانم تصور کنم.»

شاید رشد شغلی همیشه به معنی «بالاتر رفتن» نباشد

گاهی رشد شغلی عمودی نیست؛ افقی است.

ممکن است عنوان شغلی همان بماند، اما مهارت بیشتری به دست آورید.

مسئولیت پیچیده‌تری بگیرید.

به فرد دیگری آموزش دهید.

وارد حوزه‌ای نزدیک به تخصص خود شوید.

یا حتی تصمیم بگیرید در همان جایگاه باقی بمانید، اما زمان و انرژی بیشتری برای بخش‌های دیگر زندگی‌تان آزاد کنید.

به همین دلیل، سلامت شغلی را نمی‌توان فقط با تعداد ترفیع‌ها یا افزایش درآمد سنجید.

یک شغل می‌تواند از نظر مالی موفق باشد اما از نظر یادگیری متوقف شده باشد.

می‌تواند از نظر عنوان رشد کند اما از نظر معنا تهی شود.

و برعکس، ممکن است فرد برای سال‌ها در یک جایگاه بماند اما همچنان احساس کند در حال عمیق‌تر شدن است.

در نهایت، شاید پرسش مهم برای سلامت شغلی این نباشد که:

«آیا شغلت در حال بزرگ‌تر شدن است؟»

بلکه:

«آیا خودت در این شغل هنوز در حال رشد هستی؟»

اگر پاسخ «نه» است، لزوماً به این معنا نیست که باید استعفا بدهی.

اما شاید ارزش داشته باشد بفهمی دقیقاً چه چیزی متوقف شده:

عنوان شغلی؟ درآمد؟ یادگیری؟ مسئولیت؟ استقلال؟ یا معنایی که زمانی در کارت پیدا می‌کردی؟

چون گاهی چیزی که به آن «گیر کردن در شغل» می‌گوییم، در واقع فقط یک مرحله است که نشان می‌دهد شکل قبلی رشد دیگر برای ما کافی نیست.

وقتی شغلت بد نیست، اما دیگر در آن رشد نمی‌کنی — وبلاگ آمناسی