پنج دوره تغییر مغز در طول زندگی
omnasi journalبسیاری از تغییرات مهم رشد عصبی در کودکی و نوجوانی اتفاق میافتند و برخی ساختارها و شبکههای مغزی در این دوره به بلوغ بیشتری میرسند.
مغز یکباره «بالغ» نمیشود
یکی از مشکلات رایج در صحبت درباره رشد مغز، استفاده از مفهوم «تمام شدن رشد مغز» است؛ گویی مغز در یک سن مشخص از حالت در حال توسعه به حالت کاملاً بالغ تغییر میکند.
اما مغز چنین کلید روشن و خاموشی ندارد.
ساختار و عملکرد شبکههای عصبی در طول زندگی تحت تأثیر رشد، یادگیری، تجربه، تغییرات زیستی و فرایندهای پیری قرار دارند. حتی پس از پایان دورههای اصلی رشد عصبی، سازمانیافتگی شبکههای مغزی همچنان میتواند تغییر کند. نکته جالب اینجاست: بزرگترین تغییر در الگوی سازمانیافتگی شبکه مغزی در اوایل دهه ۳۰ زندگی مشاهده شد. مطالعه جدید نیز دقیقاً همین موضوع را از زاویهای متفاوت نشان میدهد: تغییرات مغز در طول عمر خطی نیستند، بلکه در دورههایی با الگوهای متفاوت سازمانیافتگی رخ میدهند.
پنج دوره بزرگ در سازمانیافتگی مغز
پژوهشگران بر اساس الگوهای مشاهدهشده در دادههای تصویربرداری، پنج دوره کلی را از یکدیگر متمایز کردند.
1. از تولد تا حدود ۹ سالگی؛ ساختن و پالایش شبکهها
در سالهای نخست زندگی، مغز با سرعت زیادی رشد و سازماندهی میشود. حجم ماده خاکستری و سفید افزایش پیدا میکند و تعداد زیادی ارتباط عصبی شکل میگیرد.
در همین دوره، فرایندی به نام هرس سیناپسی (Synaptic Pruning) نیز اهمیت پیدا میکند. مغز صرفاً اتصالات جدید نمیسازد؛ بلکه بخشی از ارتباطات کمتر مورد استفاده را حذف و شبکههای مؤثرتر را تقویت میکند.
در نتیجه، معماری اولیه مغز بهتدریج از یک شبکه بسیار گسترده به شبکهای سازمانیافتهتر تبدیل میشود.
حدود ۹ سالگی، الگوی این سازمانیافتگی تغییر قابلتوجهی پیدا میکند و مغز وارد دوره بعدی میشود.
2. حدود ۹ تا ۳۲ سالگی؛ افزایش کارایی شبکههای مغزی
شاید غیرمنتظرهترین یافته مطالعه همین دوره باشد.
پژوهشگران الگویی از تغییرات ساختاری شبکه مغزی را مشاهده کردند که از حدود ۹ سالگی آغاز میشود و تا اوایل دهه ۳۰ ادامه پیدا میکند. در این دوره، ارتباط میان بخشهای مختلف مغز بهتدریج سازمانیافتهتر و کارآمدتر میشود و رشد و تغییرات ماده سفید نیز در این روند نقش دارد.
به همین دلیل، رسانهها این یافته را گاهی با تیترهایی مانند «مغز تا ۳۲ سالگی بالغ نمیشود» منتشر کردند.
اما این عبارت باید با احتیاط تفسیر شود.
این مطالعه ثابت نمیکند که انسان تا ۳۲ سالگی از نظر روانشناختی یا اجتماعی نوجوان است. همچنین نمیگوید فرد ۳۱ ساله از نظر تصمیمگیری یا شناختی تفاوت بنیادی با یک فرد ۳۲ ساله دارد.
آنچه مطالعه نشان میدهد، وجود یک تغییر عمده در سازمانیافتگی ساختاری شبکههای مغزی در حوالی این سن است.
3. حدود ۳۲ تا ۶۶ سالگی؛ دوره ثبات نسبی
در حوالی ۳۲ سالگی، پژوهشگران یکی از مهمترین نقاط تغییر در الگوی شبکه مغزی را مشاهده کردند.
پس از این نقطه، مغز وارد دورهای میشود که در مقایسه با دوره قبل، سازمانیافتگی شبکهها ثبات بیشتری پیدا میکند و تغییرات ساختاری با سرعت کمتری رخ میدهند.
این دوره تقریباً تا میانه دهه ۶۰ ادامه دارد و طولانیترین دوره از پنج دوره شناساییشده است.
بنابراین، اگر تصور کنیم «مغز در ۲۵ سالگی تمام میشود»، این یافته تصویر متفاوتی ارائه میدهد: دهه ۳۰ زندگی نه پایان تغییرات مغز، بلکه یکی از نقاط مهم گذار در سازمانیافتگی شبکههای آن است.
4. حدود ۶۶ تا ۸۳ سالگی؛ آغاز تغییرات مرتبط با پیری
در حدود ۶۶ سالگی، الگوی دیگری از تغییر در شبکههای مغزی ظاهر میشود.
در این دوره، یکپارچگی برخی مسیرهای ارتباطی، بهویژه مسیرهای مرتبط با ماده سفید، شروع به کاهش میکند و سازمان شبکهها بیشتر به سمت ارتباطات محلی و خوشهای حرکت میکند.
این تغییرات بخشی از فرایند طبیعی پیری مغز هستند، هرچند سرعت و شدت آنها در افراد مختلف یکسان نیست.
همین موضوع اهمیت تمایز میان پیری طبیعی مغز و تغییرات مرتبط با بیماریهای عصبی را نشان میدهد. پژوهشگران امیدوارند شناخت بهتر الگوهای معمول تغییرات مغزی بتواند در آینده به تشخیص بهتر انحراف از مسیرهای سالم کمک کند.
5. از حدود ۸۳ سالگی؛ افزایش گسستگی شبکهها
آخرین نقطه عطف در حدود ۸۳ سالگی مشاهده شد.
در این مرحله، ارتباط میان بخشهای مختلف مغز میتواند بیشتر کاهش پیدا کند و شبکهها به سمت سازمانیافتگی محلیتر و یکپارچگی کمتر حرکت کنند.
البته برای این بخش باید محتاطتر بود؛ تعداد افراد بسیار سالمند در برخی دادهها محدودتر است و بنابراین نمیتوان این سن را بهعنوان یک مرز قطعی برای همه انسانها در نظر گرفت.
پس «بلوغ مغز» دقیقاً چه زمانی اتفاق میافتد؟
پاسخ ساده این است: یک سن مشخص وجود ندارد.
مغز مجموعهای از ساختارها و شبکههای بههمپیوسته است که هرکدام مسیر رشد و تغییر متفاوتی دارند. رشد ماده سفید، هرس سیناپسی، تغییرات اتصال بین شبکهها، یادگیری و تجربه و سپس فرایندهای پیری، همگی در زمانبندی یکسانی اتفاق نمیافتند.
به همین دلیل، جمله «مغز در ۲۵ سالگی کامل میشود» بیش از حد سادهسازیشده است.
از طرف دیگر، مطالعه جدید نیز نباید به افراط مقابل تبدیل شود. اینکه یک نقطه عطف ساختاری در حدود ۳۲ سالگی دیده شده، به این معنی نیست که تمام تواناییهای شناختی یا شخصیت انسان در این سن به اوج میرسند یا اینکه مغز پیش از آن «نابالغ» و پس از آن «بالغ» است.
این پژوهش درباره توپولوژی و سازمانیافتگی شبکههای مغزی است؛ نه یک آزمون مستقیم برای تعیین بلوغ روانشناختی فرد.
مغز در تمام طول زندگی قابل تغییر است.
شاید مهمترین پیام این یافتهها، نه عدد ۳۲، بلکه کنار گذاشتن یک تصور قدیمی باشد: اینکه رشد مغز یک مسیر مستقیم دارد که در جوانی به پایان میرسد.
مغز در طول زندگی تغییر میکند؛ اما نوع و سرعت این تغییرات تغییر میکند.
در کودکی، رشد و پالایش سریع شبکهها غالب است. در نوجوانی و اوایل بزرگسالی، شبکههای مغزی به سمت سازمانیافتگی و کارایی بیشتر حرکت میکنند. در بزرگسالی، تغییرات ساختاری برای مدتی پایدارتر میشوند و در سالمندی، الگوهای دیگری از کاهش یکپارچگی شبکهها ظاهر میشود.
بنابراین، مغز را شاید بهتر باشد نه بهعنوان عضوی که یک روز «کامل» میشود، بلکه بهعنوان یک سیستم پویا که در تمام طول زندگی سازمان خود را تغییر میدهد در نظر بگیریم.
نکته پایانی
اگر ۱۸، ۲۵، ۳۰ یا حتی ۴۰ ساله هستید، مغز شما یک پروژه تمامشده نیست.
اما این هم به معنای آن نیست که «مغز تا ۳۲ سالگی هنوز نوجوان است».
واقعیت علمی بین این دو قرار دارد: مغز در طول زندگی تغییر میکند و اوایل دهه ۳۰ یکی از نقاط عطف مهم در سازمانیافتگی شبکههای مغزی است؛ نه یک مرز جادویی میان نابالغی و بلوغ.