پروژه بازسازی بدن
omnasi journalسرطان چیزی نیست که فقط بهطور اتفاقی رخ بدهد.
هر روز بدن شما هزاران (حتی میلیونها) سلول غیر طبیعی تولد میکند. سیستم ایمنی شما معمولا آنها را شناسایی میکند و قبل از اینکه آسیبی وارد کنند، از بین میبرد. پس سوال درست این نیست که: «چرا من به سرطان مبتلا شدم؟» سوال واقعی این است که: «چه چیزی باعث شد بدنم دیگر آنها را نبیند؟»
سرطان یک مهاجم خارجی نیست بلکه یک سوء ارتباط درون بدن شماست. وقتی سلولها توانایی ارتباط از طریق نور، فرکانس و بار الکتریکی را از دست میدهند، از شبکهی اصلی بدن «قطع» میشوند. در این حالت، سیستم ایمنی نمیتواند آنها را شناسایی کند. این سلولها مانند سیگنالی سرکش هستند که از شبکهی زیستی بدن خارج شده و کنترل خود را از دست دادهاند. سلولهای سالم در هماهنگی کامل با ریتم الکترومغناطیسی بدن میلرزند. اما سلولهای سرطانی بهصورت آشفته ارتعاش دارند. آنها ارتباط خود را با فرکانس جمعی بدن از دست میدهند.
سلولهای کشنده طبیعی (NK)، ماکروفاژها و سلولهای T بهطور داوم خون شما را پاییش میکنند. اما استرس،سموم و اختلالات نوری میتوانند «رادار» آنها را خاموش کنند. وقتی نظارت ایمنی تضعیف میشود، سلولهای سرکش بدون شناسایی عبور میکنند. کورتیزول و اختالال ریتم شبانه روزی سیگنالدهی نوری سلولها را تغییر میدهند. همان روشی که سیستم ایمنی «تهدیدها» را تشخیص میدهد. اگر زمانبندی داخلی بدن شما بههم بریزد، سیستم دفاعی شما در تاریکی عملا قادر به دیدن تهدیدها نخواهد بود.
۵ سرکوبگر پنهان سیستم ایمنی:
- استرس مزمن: کورتیزول فعالیت سلولهای کشنده طبیعی (NK) را سرکوب میکند و ریتم شبانهروزی بدن را نختل میسازد.
- نور آبی در شب: ملاتونین را گیج میکند (آنتیاکسیدان سلولس و تنظیمکننده ایمنی) و عملکرد ایمنی بدن را تضعیف میکند.
- غذای فرآوریشده و قند اضافی: افزایش انسولین، تغذیه التهاب و گرسنگی کشیدن میتوکندریهای شما برای اکسیژن.
- سموم و فلزات سنگین: جریان ردوکس (ولتاژ سلولی) را مسدود میکنند.
- کمبود خواب: هوشیاری ایمنی را تا 70% کاهش میدهد.
میتوکندریهای شما فقط "کارخانههای انرژی" نیستند. آنها حسگرهای کوانتومی هستند که تصمیم میگرند کدام سلول زنده بماند و کدام بمیرد. هر میتوکندری دادههای محیطی را میخواند (نور، اکسیژن، دما، حتی فرکانسهای احساسی) و تصمیم میگیرد که آیا یک سلول باید رشد کند، ترمیم شود یا خودتخریب شود (آپاپتوز). وقتی میتوکندریها هماهنگی را احساس کند، سیستم پایدار میماند. وقتی آشفتگی را احساس کنند، سیستم دفاعی را فعال میکنند. آنها این کار با انتشار بیوفوتونها انجام میدهند. ذرات نوری که پیامرسان هماهنگی سلولی هستند. میتوکندریهای آسیبدیده = نور کم = ارتباط مختل وقتی اکسیژنرسانی کاهش مییابد یا ولتاژ افت میکند، سلولها از فسفریلاسیون اکسیداتیو (انرژی پاک) به تخمیر (انرژی کثیف) تغییر وضعیت میدهند. این حالت بقا با انرژی پایین، همان چیزی است که دکتر اتو واربرگ آن را «منشا متابولیک سرطان» نامید.
چه چیزی میتوکندریها را میکشد؟
عادتهای روزمرهای که به تدریج ولتاژ میتوکندریهای شما را از بین میبرد:
- نور مصنوعی در شب (آبی / LED)
- قرار گرفتن در معرض امواج الکترومغناطیسی وایفای و (EMF)
- خوردن مداوم / عدم رعایت ناشتایی شبانه براساس ریتم شبانهروزی بدن
- استرس مزمن و آسیبهای روحی
- کمبود نور خورشید در صبح
- سبک زندگی کمتحرک
- روغنهای گیاهی صنعتی و قند
میتوکندری بهجایکالری و مواد مغذی، بیشتر به نور و امواج الکترومغناطیسی واکنش نشان میدهند. یعنی ممکن است غذای سالم بخورید، اما اگر محیط اطراف شما «سمی» باشد، سلولها همچنان دچار سردرگمی و اختلال میشوند.
وقتی محیط اطراف شما از هماهنگی خارج شود، سلولها وارد «حالت بقا» میشوند؛ قند را تخمیر میکنند، منابع را ذخیره میکنند و سیگنالها را مسدود میسازند. آنها نمیخواهند شما را بکشند، فقط به شکلی ناقص و مختل تلاش میکنند زنده بمانند. شما باید هماهنگی را دوباره برقرار کنید (نور، ریتم، بار الکتریکی، جریان، جریان انرزی) و بدن سلامت را به خاطر میآورد. شفا بازگشت به ارتباط نور است. وقتی بدن به فرکانس بنیادی خودش یادش میآید، بیماری نمیتواند در آن ارتعاش وجود داشته باشد. زیست شناسی شما توسط محیط، احساسات و انرژی قابل برنامهریزی است. نمیتوانید با «جنگیدن» با سرطان وارد مرحله بهبودی شوید؛ باید بدن را به یاد نظم و ترتیب خودش بازگردانید. این مسیر از میتوکندریها، دریافت نور، ریتمهای زیستی و هماهنگی احساسی شما آغاز میشود.