چرا داشتن چند نقش اجتماعی میتواند برای ما مفید باشد؟
omnasi journalنحوه شکلگیری و حفظ هویتهای اجتماعی میتواند با بهزیستی، رفتارهای سلامتمحور و حتی بعضی شاخصهای فیزیولوژیک سلامت ارتباط داشته باشد.
همه هویتهای اجتماعی ما یکی نیستند
وقتی میگوییم «هویت اجتماعی»، منظور فقط ملیت یا مذهب نیست.
هویت اجتماعی میتواند از گروههایی ساخته شود که خودمان را بخشی از آنها میدانیم: خانواده، شغل، رشته دانشگاهی، تیم ورزشی، انجمن حرفهای، گروه دوستان یا حتی یک جامعه آنلاین.
این هویتها گاهی با یکدیگر همپوشانی دارند و گاهی کاملاً متفاوتاند.
مثلاً ممکن است در محل کار فردی بسیار حرفهای و جدی باشید، در جمع دوستان نقش شوخطبع را داشته باشید و در خانواده بیشتر نقش مراقب یا فرزند را تجربه کنید.
این تفاوت به این معنا نیست که شما آدمهای متفاوتی هستید.
بخشی از شخصیت اجتماعی ما دقیقاً از همین توانایی شکل میگیرد که در شبکههای مختلف زندگی، به شیوههای متفاوتی ارتباط برقرار کنیم.
مطالعهای در سال ۲۰۲۴ نشان داد افرادی که چند هویت اجتماعی دارند و این هویتها را به شکلی نسبتاً هماهنگ تجربه میکنند، الگوهای مطلوبتری از بهزیستی روانشناختی نشان میدهند. در این پژوهش، فقط تعداد هویتها مهم نبود؛ میزان هماهنگی و سازگاری میان آنها نیز اهمیت داشت.
پس هرچه گروه بیشتری داشته باشیم، حالمان بهتر میشود؟
این یکی از مهمترین نکات پژوهشهای جدید است.
ممکن است تصور کنیم هرچه تعداد گروههایی که عضو آنها هستیم بیشتر باشد، سلامت اجتماعی هم بهتر خواهد بود. اما شواهد چنین رابطه سادهای را تأیید نمیکنند.
در یک مطالعه طولی روی ۱۳۳۱ دانشآموز دبیرستانی، تعداد فعالیتها و گروههای فوقبرنامه بهتنهایی اثر مستقیم و ثابتی بر بهزیستی نداشت. در عوض، بخشی از این ارتباط از طریق احساس تعلق و شناسایی با مدرسه توضیح داده میشد. یعنی فقط تعداد گروهها مهم نبود؛ اینکه فرد تا چه حد احساس میکرد واقعاً به محیط اجتماعی خود تعلق دارد، اهمیت بیشتری داشت.
این یافته یک تفاوت مهم ایجاد میکند:
تعداد رابطهها و گروهها با کیفیت تعلق اجتماعی یکی نیست.
ممکن است فرد در پنج گروه مختلف عضو باشد اما در هیچکدام احساس کند «واقعاً متعلق به اینجا نیست».
در مقابل، ممکن است شبکه اجتماعی فرد کوچکتر باشد اما چند رابطه و عضویت معنادار داشته باشد که بخشی از هویت او را شکل میدهند.
چرا چند هویت اجتماعی میتوانند در زمان تغییر به ما کمک کنند؟
زندگی پر از تغییر است.
فارغالتحصیلی، شروع یک شغل جدید، مهاجرت، بازنشستگی، پایان یک رابطه یا تغییر محل زندگی میتواند یکی از نقشهای اجتماعی ما را تغییر دهد.
اگر هویت اجتماعی فرد تقریباً به یک گروه وابسته باشد، از دست دادن آن گروه میتواند فقط به معنی از دست دادن چند رابطه نباشد؛ ممکن است بخشی از احساس تعلق و تعریف او از خودش نیز تغییر کند.
به همین دلیل، پژوهشگران از مفهوم social identity continuity یا تداوم هویت اجتماعی استفاده میکنند.
برای مثال، در یک مطالعه طولی روی افرادی که بهتازگی بازنشسته شده بودند، داشتن گروههای اجتماعی پیشین بهتنهایی تضمینکننده سازگاری بهتر نبود؛ اما حفظ برخی عضویتهای قبلی و بهدست آوردن گروههای جدید پس از بازنشستگی با سلامت و بهزیستی بهتر ارتباط داشت.
یعنی گاهی آنچه به ما کمک میکند با یک تغییر بزرگ کنار بیاییم، این است که همه چیز را از صفر شروع نکنیم.
ممکن است شغل تغییر کند، اما یک گروه دوستانه باقی بماند.
ممکن است شهر عوض شود، اما یک فعالیت مشترک یا جامعه حرفهای حفظ شود.
و در کنار آن، گروههای جدیدی نیز شکل بگیرند.
بدن هم ممکن است به این تعلق اجتماعی پاسخ دهد
این موضوع فقط روانشناختی نیست.
یک مرور نظاممند و متاآنالیز بزرگ که در سال ۲۰۲۶ منتشر شد، ۱۰۶ مطالعه با مجموع حدود ۲۹۰ هزار نفر در ۲۰ کشور را بررسی کرد و شواهدی از ارتباط فرایندهای هویت اجتماعی با شاخصهای عینی سلامت پیدا کرد.
در این بررسی، تهدید هویت اجتماعی با افزایش واکنش قلبیعروقی حاد همراه بود، در حالی که در برخی مطالعات برجسته شدن هویت اجتماعی با کاهش برخی نشانگرهای استرس مرتبط بود. همچنین در بخشی از پژوهشها، داشتن چند عضویت اجتماعی با پیامدهای بلندمدت سلامت ارتباط داشت.
اما این نتایج را نباید به این شکل ساده کرد که «عضو گروه بودن فشار خون را پایین میآورد».
مطالعات بسیار متنوع بودند، بسیاری از آنها مشاهدهای بودند و خود نویسندگان نیز به ناهمگونی شواهد و احتمال سوگیری انتشار اشاره کردهاند. علاوه بر این، هویت اجتماعی همیشه اثر محافظتی ندارد.
همان گروهی که میتواند احساس تعلق ایجاد کند، در شرایطی میتواند منبع فشار، طرد یا تعارض هم باشد.
وقتی تعلق اجتماعی به فشار تبدیل میشود
هویت اجتماعی یک شمشیر دو لبه است.
اگر فرد احساس کند گروهی ارزشمند او را میپذیرد، این عضویت میتواند منبع حمایت باشد.
اما اگر همان هویت با تهدید، تبعیض، انگ اجتماعی یا فشار برای مطابق بودن همراه شود، نتیجه میتواند متفاوت باشد.
برای مثال، مطالعهای در جوامع کمبرخوردار شهری در غنا نشان داد گروههای اجتماعی همزمان میتوانند منابع حمایتی و مادی فراهم کنند و در عین حال برای برخی افراد منبع انگ، تنش و طرد باشند.
حتی در پژوهشهای آزمایشگاهی جدید، برجسته شدن یک هویت اجتماعی مشخص در برخی شرایط با تغییر پاسخ فیزیولوژیک به استرس همراه بوده است. برای مثال، در یک مطالعه روی زنان، فعال شدن هویت جنسیتی در مقایسه با فعال شدن هویت دانشجویی با پاسخ فشارخون بالاتر به یک تکلیف استرسزا همراه بود.
بنابراین نمیتوان گفت «هویت اجتماعی بیشتر همیشه بهتر است».
مهم است بدانیم کدام هویت، در چه موقعیتی و با چه کیفیتی فعال میشود.
چرا شبکه اجتماعی متنوع شاید مهمتر از شبکه اجتماعی بزرگ باشد؟
داشتن چند نقش اجتماعی میتواند یک مزیت دیگر هم ایجاد کند: پخش شدن منابع اجتماعی در چند بخش زندگی.
فرض کنید بخش بزرگی از هویت شما به شغلتان وابسته باشد. اگر شغل تغییر کند یا از دست برود، ممکن است همزمان بخش زیادی از ارتباطات و احساس تعلق شما نیز دچار تغییر شود.
اما اگر فرد علاوه بر شغل، روابط خانوادگی، دوستیهای مستقل از کار، فعالیتهای گروهی یا عضویتهای دیگری نیز داشته باشد، تمام شبکه اجتماعی او به یک نقطه وابسته نیست.
این ایده با یافتههای پژوهشهای مربوط به چند عضویت اجتماعی سازگار است، هرچند نباید آن را بهعنوان یک قانون قطعی برای همه افراد در نظر گرفت. شواهد نشان میدهند ویژگی و معنای گروهها مهمتر از شمارش ساده آنهاست.
به عبارت دیگر، سلامت اجتماعی شاید فقط به این سؤال مربوط نباشد که:
چند نفر را میشناسم؟
بلکه این سؤال نیز مهم است:
اگر یکی از بخشهای زندگیام تغییر کند، چه بخشهای دیگری از شبکه اجتماعی من همچنان باقی میمانند؟
سلامت اجتماعی شاید به معنای داشتن «جایگاههای مختلف برای تعلق» باشد
یک زندگی اجتماعی سالم الزاماً زندگیای نیست که پر از مهمانی، تماس و ارتباط باشد.
ممکن است فردی ارتباطات زیادی داشته باشد اما احساس کند هیچجا واقعاً به او تعلق ندارد.
در مقابل، داشتن چند رابطه یا گروه معنادار میتواند به فرد کمک کند تا خودش را فقط از یک زاویه تعریف نکند.
همکار بودن، دوست بودن، عضو خانواده بودن، ورزشکار بودن، یادگیرنده بودن یا عضو یک جامعه حرفهای بودن میتوانند بخشهای مختلفی از یک هویت اجتماعی گستردهتر باشند.
پژوهشهای جدید از این ایده حمایت میکنند که این هویتها زمانی بیشترین فایده را دارند که فرد بتواند آنها را تجربه کند، از آنها حمایت اجتماعی بگیرد و میان آنها نوعی سازگاری ایجاد کند.
شاید به همین دلیل، در سلامت اجتماعی سؤال مهم فقط این نباشد که:
«آیا آدمهای کافی در زندگیات هستند؟»
بلکه:
«در چند بخش مختلف زندگی، احساس میکنی به جایی و به کسانی تعلق داری؟»
زیرا گاهی چیزی که از ما در برابر تغییر محافظت میکند، تعداد آدمها نیست.
این است که بدانیم اگر یک بخش از زندگی تغییر کرد، هنوز بخشهای دیگری از «ما» باقی ماندهاند.